
رويكرد تعالي در شركت لوله و ماشينسازي ايران از سال 1376 شروع و با در نظر گرفتن اهدافي همچون سيستم دادن به كارها و فعاليتها و جهتدار نمودن آنها در مسير اهداف، توسعه صادرات و ورود به بازارهاي جهاني، افزايش كيفيت محصولات افزايش بهرهوري، رقابت، افزايش انگيزش كاركنان، رضايت مشتريان و ايجاد مكانيزمي جهت بهبود مستمر نسبت به استقرار سيستم مديريت كيفيت برمبناي استاندارد ISO 9002 در سال 1377 و سپس ISO 9001 در سال 1378 اقدام نمود.
در ادامه و با در نظر داشتن اهداف فوق و همچنين با توجه به بحث ارتقاء سيستم و مطرح شدن نسخه جديد استاندارد مديريت كيفيت (ISO 9001:2000) و ديدگاه فرايندي، و با توجه به خطمشي ترسيم شده براي سازمان و توجه به منابع انساني و نيز منافع جامعه از يك سو و تمايل مجموعه و مديريت جهت حركت به سوي مديريت كيفيت فراگير (TQM) از سوي ديگر، استقرار سيستم مديريت يكپارچه با لحاظ نمودن نيازمنديهاي استانداردهاي مديريت كيفيت (ISO 9001:2000)، مديريت زيست محيطي:1996 (ISO 14001) و مديريت ايمني و بهداشت حرفهاي (OHSAS 18001:1999) مورد توجه قرار گرفته و در سال 1380 محقق گرديد. (در بخش قطعات خودرو و بنا به نيازمندي مشتري و جهت تأمين رضايت وي در سال 1382، سيستم مديريت كيفيت براساس استاندارد ISO/TS 16949:2002 نيز به سيستم مديريت يكپارچه الحاق گرديد.)
پس از استقرار سيستم مديريت يكپارچه كه در واقع زمينهساز و بستر مناسبي براي دستيابي به تعالي سازمان ميباشد، انتخاب رويكردي در جهت مديريت كيفيت فراگير بر مبناي مدل EFQM در دستور كار قرار گرفته و اجراي اين مدل و اقدامات بهبود متعاقب آن منجر به اخذ گواهينامه IBEC در كلاس برنز با 477 امتياز از شركت DQS و نيز گواهي تعالي سازمان از جايزه ملي بهرهوري به ترتيب در مورخههاي 4/10/83 و 12/12/83 گرديد.
لازم به ذكر است كه اين شركت در طول حيات پرفراز و نشيب خود همواره سردمداري خود را در صنعت ريختهگري كشور حفظ كرده و تحولات عمده در اين صنعت غالباً از شركت لوله و ماشينسازي ايران آغاز گرديده است و اينك با بهرهگيري از دانش مديريتي روز و استفاده از مدل تعالي سازمان EFQM قصد دارد تا اين سرآمدي را حفظ نموده، توسعه داده و رويكرد تعالي را با سرعت و شتاب بيشتري دنبال نمايد.